عاغا ما غلط بکنیم!

I might be wrong , but I struggle not to be

عاغا ما غلط بکنیم!

I might be wrong , but I struggle not to be

من اساسن خیلی حال می کنم با گیر الکی دادن.
به خودم ، به شما ، به اونا ، اینا و ... ، ولی از اونجایی که جدیداً خیلی خودم پسر گلی شدم ، به خودم انتقادی وارد نمی دونم پس همون به شما ، اونا ، اینا و .... ، انتقاد وارد می کنم.
در ضمن آگاهی از نظرات شما باعث خرسندی منه.

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کامران» ثبت شده است

کامران ما هم که از وقتی دانشگاه میره ، شال چروک میندازه و پروفایل پیکچرش به عکس نیچه تغییر کرده.

پس احساس می کنه به بلوغ فکری رسیده و گاهاً تز هایی میده که تن هرچی روشنفکر عینکیه تو قبر بلرزه.

گاهاً دیده شده هنگام مباحثه با شراره خانوم طوری از روابط آزادانه ی دختر و پسر در فرنگ

میگه که انگار چیزی بیشتر از (ببخشید) فیلمای معلوم الحالی که در ابتدای آشنایی با آلت تناسلیش از سایت های معلوم الحال تر دیده از فرنگ می دونه.

حالا همین عاغای به اصطلاح تحصیل کرده ی ماست که سوار اتوبوس شده و می بینه که جا واسه نشستن نیس، فلذا چشاشو گرد کرده و می بینه اون یارو که اون ته نشسته چقد افغانی می زنه.!! و ناگهان به یادش میاد که اولین سنگ نوشته ی حقوق بشر در ایران توسط کروش کبیر تنظیم شده! و نا گهان یادش میاد که ایران سرزمین شاعرایی مثه سعدیه که هفصد سال پیش چنین درک بالایی از برابری انسان ها داشته که گفته:

  بنی آدم اعضای یک پیکرند                  که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار                  دگر عضو ها را نماند قرار..!!

فلذا به این نتیجه می رسه که آریایی نژاد برتره و با یه نگاه طئنه آمیز رو به هم وطنانش میگه:

ای ملت ستم دیده ی من، ما تا کی باید پشت هم نباشیم؟ تا کی این افغانا بیان تو این مملکت حق ما رو بخورن و پیشرفت کنن در حالی که جوانان این مملکت بی کارن؟؟

چرا افغان ها باید در ایران از امکانات شهری من و شما استفاده کنن؟؟

خلاصه کاری می کنه که بیچاره خودشو جمع و جور می کنه و تو اولین ایستگاه پیاده میشه.

و حالا که ده سال از اون ما جرا گذشته هنوز اون افغانی.

صبر کن ببینم!..

این کامران نیس تو تلوزیون؟...

آره وایسا ببینم چی میگه؟..

اه مثه اینکه آخرای سخنرانی شه!..

چی نوشته؟ سخنرانی دکتر کامران آزاد پور در باره ی حقوق بشر!

صداشو وا کن ببینم.

و کامرانه که میگه: در آخر خدمت حضار محترم عرض می کنم که من به فردایی می اندیشم که دیگر در آن مرز های سیاسی وجود ندارد که انسان ها را از هم جدا کنند و انسانها در هر نقطه ای از جهان که زاده شده باشند حقوق برابری دارند و در آخر:

بنی آدم اعضای یک پیکرند          که در آفرینش... .

 

  پ.ن. درود بر شرف و ذات مقدس آریایی.!!!

  هر کوفتی که هست (همون عکسه) هم از آیدین.

  • ۲۲ نظر
  • ۱۲ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۰۰
  • ۵۲۰ نمایش
  • pou617